![]() |
![]() |
|
|
دیشب فیلم سیصد 300 در سالنن همایشهای دانشگاه امام صادق (ع) در چارچوب سلسله نشستهای دین از منظر رسانه نمایش و مورد نقد و تحلیل قرار گرفت. بررسی و تحلیل این فیلم توسط دکتر شاه حسینی صو.رت گرفت.
جالب ترین نکته برنامه دیشب، از نظر من این بود که تا دقیقه 60 فیلم هیچ اسپارتی (یونانی) کشته نشد. و وقتی اولین یونانی کشته شد؛ این صدای تشویق و کف زدن امام صادقی ها بود که سالن رو لرزوند!
داستان فیلم 300: اسپارتی ها بسیار سخت و جنگجو تربیت می شن. شاه اونا از هم شجاعتره. نماینده ایران (مثلا دوره خشایارشا) که سیاه پوسته و حلقه ای به دماغش آویزونه با سرهایی از پادشاهان کشورهای مختلف (که تاج یکی از اونا شبیه تاج مجسمه آزادی بود) با ابهت و قدرت به همراه جمعی نزد شاه اسپارت می آد و می گه از شما هدیه آب و زمین رو می پذیریم و گرنه ... .ایران آن روز هزار ملیتی تصویر می شه. چینی، مغول، عرب و از هر ملیتی اونجا به نام ایرانی می جنگند. (حتی فیل عظیم الجثه، کرگدن و ... برای سپاه عظیم ایران و تحت امر خشایارشا می جنگند.) شاه اسپارت با غرور تمام فرستاده ایرانی را به ته چاه می فرسته و می گه اونا هم آب هست و هم زمین. بقیه همراهان او همین طور. فیلم رو خلاصه کنم. شاه یونان می ره پیش کاهنان مذهبی که اجازه جنگ بگیره تا اونا براش دعا کنن. ولی اونا پیش گویی می کنن که اسپارت در برابر سپاه چند میلیونی ایران شکست می خوره. از قضا اونا هم توسط خشایارشا خریده شده بودند. (مذهب پوسیده و خائن، عاملی مزاحم در جهت دفاع از تمامیت ارضی اسپارت)
پارلمان هم با درخواست لشگرکشی شاه اسپارت و آمادگی برای نبرد با ایران مخالفت می کنه تا جایی که شاه مجبور می شه تا با 300 محافظ شخصی خودش به یه تنگه بره و اونجا درس خوبی به ایرانی ها بده. ایرانی ها در ابتدای فیلم شکست ناپذیر، فنا ناپذیر و قدرت برتر معرفی می شوند. شاه اسپارت و سربازانش هم برای کشته شدن (روحیه استشهاد طلبی) می روند. در هم شکسته شدن کشتی های ایران در ساحل، آن را به خدا زئوس نسبت میدهند. به نظر می آید هزاران ایرانی مردند. ولی آنها فقط قطره ای از سپاه ایران بودند. اسپارتی ها با برخورداری از امتیاز (استشهاد طلبی و نترسیدن از مرگ) و موقعیت تنگه (دروازه بزرگ و جنگ ترموپیل یا سالامون) مقاومت می کنند. چند ایرانی را می کشند و می فهمند که ایرانی ها فنا ناپذیر نیستند. دیری نمی گذرد که دیواری بلند از کشته های ایرانی می سازند. جنگ ادامه دارد. گروه های مختلف سپاه ایران می آیند. هر گروه در ابتدا شکست ناپذیر به نظر می رسد ولی همه ناباورانه شکست می خورند. لباس (عمامه) سفیدها شکست می خورن. لباس سیاه ها هم. کرنگدن هم. اون غول عظیم الجثه که بر سینه شاه اسپارت می نشیند و او را تا یک قدمی مرگ می برد، و آنقدر قوی است که شمشیری که در بازویش فرو رفته را در می آورد و اتفاقی نمی افتد؛ او هم شکست می خورند. فیل ها به دریا می افتند. باران تیرها که خیلی وحشتناک است و مانند ابر سیاه می بارد، شکست می خورد.
روز چندم نبرد است. دقیقه 60 و کشته شدن اولین یونانی در برابر سپاه سیاه پوش ایرانی که نقاب دارند ولی انسان نیستند! (بالاخره از یونان هم باید کسی بمیرد! جنگ است برادر!)
فیلم رو تموم کنم: یه یونانی که با وجود شجاعت و قدرت به علت معلولیت، شاه اسپارت او را در سپاه خود نمی پذیرد، و به همین دلیل از او ناراضی است؛ به خشایارشا راهی را نشان می دهد که بتواند از پشت تنگه به 300 اسپارتی حمله کند و در آن صورت شکست اسپارت قطعی خواهد بود. خشایارشا بار دیگر از شاه اسپارت می خواهد که در برابر خدای جهان(خودش) زانو بزندو در آن صورت نه تنها عفو شده، بلکه حاکم نظامی کل یونان (و طبعا حاکم بر رقبای آتنی خود) خواهد شد و کلی مزایای دیگر. این بار شاه اسپارت کلاهش را می اندازد، سپرش را پرت می کند، نیزه اش را به زمین می زند، زانو می زند، ولی نه برای تسلیم بلکه برای حمله راحت تر! بدون سپر سبکتر شده، بدون کلاه دور را بهتر می بیند و نیزه را با تمام قدرت به سوی خشایارشا پرتاب می کند و لب او را پاره می کند. لحظاتی بعد اسپارتی ها با خاک یکسان می شوند!
اما قبل از اینها، یه سرباز اسپارتی که چشمش مجروح شده و طبق نظر شاه دیگر به درد جنگ نمی خورد، به نزد مردم اسپارت رفته تا ضمن دادن خبر شهادت شاه و 300 اسپارتی دیگر، (قبل از شهادت آنان می رود. با خیانت آن اسپارتی آنان خود را دست یافته به هدف خود(=شهادت)می بینند.) یه لشکر ده هزار نفری فراهم کند و به مصاف لشگر ایران بیاید که در پایان فیلم فقط سی هزار سرباز دارد.
این تقریبا یه خلاصه از فیلم بود. اما
نقد فیلم 300:
به عنوان اثر هنری، قابل تقدیر نیست. در عرض 60 روز و با بودجه کم 60 میلیونی(ارزان) ساخته شد آنهم در استودیو مجازی. با تاریخ هم مطابقت چندانی ندارد.
ادامه نقد ان شاءالله بعد از نماز مغرب و عشا.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:56 توسط پاورقی نویس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ منه: حمید درویشی شاهکلائی؛ یه دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه اسلام دانشجوی کد 84 (کد سوم) دوره كارشناسي ارشد پيوسته رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات. این وبلاگ درباره ... . راستی به نظر شما من باید راجع به چی بنویسم؟ آماده تبادل لینک با وبلاگهای مذهبی و ارزشی.منتظر نقدها و انتفادها و نظرات سازنده شما هستم.
|
| آرشیو موضوعی |
|
امام صادق نیوز (خبر) یه چیز یاد بگیر!(علمی آموزشی) برو بابا حال کن!(معرفی لینک) از این ور اون ور(متفرقه:مناسبتها،...) شیرگاه، شهر پلها یه مسافر، عمره دانشجویی با هم بخوانیم! (معرفی کتاب) |