![]() |
![]() |
|
| وبلاگ قدیمی پاورقی نویس |
|
پاورقی>> متفرقه
متن زیر عین متن یکی از ایمیلهای منه که کمی دیر دیدمش! مقدمه اولش گویای همه چیزه. یه معذرت خواهی هم بدهکارم چون تا یه مدتی جای اسم اساتید رو سه نقطه نگذاشته بودم! یعنی یادم نبود!
سلام
مي خوام يه مطلب براي وبلاگت بنويسم
يه خاطره يا درد دل يا هرچي كه اسمش رو مي خواي بگذاري
بي اسم باشه و با نام يادداشتهاي يك هشتاد و دويي
اشاره كن كه معلوم نيست شماره دويي داشته باشه
و در گذاشتن يا نگذاشتنش صاحب اختياري
اگر به دردت و به هدف وبلاگت خورد بگذار و گرنه بهتره كه پيش خودت بمونه
و شروع شد
در اردوي پيش دانشگاهي آمديم
دو بار اساتيد با ما صحبت كردند
آبعلي رفته بوديم
يك بار در جمعي صميمي و در هواي باز كه حدود پانزده نفري مي شديم
و دفعه بعد در سالن شهيد علم الهدي كه زياد استقبال شد
در صحبت اول آقايان ...، ...، ... ، ... و نهايتا آقاي ...
در جلسه بعدي دكتر ... هم اضافه شد
مهمترين محورهاي صحبت اول اينها بود:
آقاي ... از خواب خود صحبت كردند. حضرت زهرا را به خواب ديده بودند كه خوشحال از تأسيس رشته بود.البته بماند كه آقاي ... بسيار از اين دست خواب ها مي بيند و در جمع هاي مختلف به شرح خوابهاي خويش مي پردازد. يكبار هم خوابي را تعريف كرد كه تمام دانشگاه امام صادق را آب برداشته بوده و ايشان به كرانه ساحل مي رسند.
آقاي ... گفتند همانطور كه يك كتاب به اسم رسانه ها، دين و فرهنگ انتشار يافته رشته ما هم اين سه حلقه را كامل مي كند. بماند كه كتابي كه ايشان گفته بودند بسيار بد ترجمه و نامفهوم بود .اين مسئله تصويرسازي از ميان رشته اي بودن رشته در بين همه اساتيد رواج يافت. تا انتهاي سال اول هم ساير اساتيد حلقه در حلقه انداختند و فرضيات خود را از رشته بيان كردند
برگرديم سر موضوع اول ، آقاي ... هم گرم و پر روحيه شروع كرد اما از محتوايش چيزي به ياد ندارم
آقاي ... هم در ميان صحبت بقيه قلم خودنويس خود را بيرون مي آورد و چيزهايي براي اين يكي و آن يكي مي نوشت
ايشان بسيار خوش خط بودند و با شكسته نستعليق مي نوشتند
هر چه كه اساتيد سعي مي كردند محفل آكادميك و سنگين باشد ... اين آب يخ را به روي صحبت ها مي ريخت
او وعده تدوين كتابي را داد كه در آن نوشته هاي پشت كاميون و اتوبوس ها را جمع آوري كند
و اين مسئله را از وظايف اصلي رشته فرهنگ و ارتباطات مي دانست
در آن جلسه آقاي ... جلوه خاصي داشت چرا كه هم از نظر مذهبي نظر بچه ها را جلب كرده بود و هم اينكه جزو
كساني بود كه اخيرا پايان نامه خود را در زمينه گردشگري دفاع كرده بود و از اين جهت اهميت داشت
اما هيچ بحث تخصصي و نظام يافته در ادامه در اين موضوع خاص از ايشان نديديم
و اين ادامه فقط به آن جلسه و جلسات ديگر ختم نشد كه به 5 سال حضور ما در اين رشته ختم شد
البته نديدن دليل بر نبودن نيست
آقاي ... هم از همان ابتدا متواضع و ساكت بود
يادم مي آيد يكي از بچه ها سوال سختي كرد كه اساتيد در جواب مانده بودند
شما چه شديد كه ما هم مثل شما شويم؟
بازار كار؟
ما هويتا چه موجودي هستيم؟
آقاي دكتر ... گفت اين همان سوالهاييه كه در ابتداي راه ما هم داشتيم
ولي الان ديگه به مسيري كه رفتيم شك نمي كنيم
چرا كه بسيار پيشنهاد از سازمانهاي مختلف داريم
... مي گفت من به طور رسمي در هيچ سازماني كارمند نيستم
هم در صدا و سيما هستم هم ارشاد و هم جاهاي ديگه
بقيه هم اين جواب را كامل كردند
راستش رشته و اساتيد هيچ هويتي نداشتند
و همه در ابتداي يك راه بودند
راهي كه دانشجوياني مثل ما قرار بود اعتباربخش اون باشند
و اين داستان ادامه دارد . . . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:27 توسط پاورقی نویس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ منه: حمید درویشی شاهکلائی؛ یه دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه اسلام دانشجوی کد 84 (کد سوم) دوره كارشناسي ارشد پيوسته رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات. این وبلاگ درباره ... . راستی به نظر شما من باید راجع به چی بنویسم؟ آماده تبادل لینک با وبلاگهای مذهبی و ارزشی.منتظر نقدها و انتفادها و نظرات سازنده شما هستم.
توجه به این نکته ضروری است که هم اکنون من به میهن بلاگ رفته ام و هم اکنون این وبلاگ به روز می شود: www.pavaraqi.mihanblog.com |
| آرشیو موضوعی |
|
امام صادق نیوز (خبر) یه چیز یاد بگیر!(علمی آموزشی) برو بابا حال کن!(معرفی لینک) از این ور اون ور(متفرقه:مناسبتها،...) شیرگاه، شهر پلها یه مسافر، عمره دانشجویی با هم بخوانیم! (معرفی کتاب) |